- به قلم: حمید ضیا.
هدف ما امروز آغاز یک سری مقالات آموزشی در مورد ژنتیک کبوتر است. در این مقالات سعی خواهیم کرد که با زبانی ساده و قابل فهم، دوستان را با ژنتیک کبوتر آشنا کنیم. این آشنایی به شما در راه اصلاح نژاد و حرکت به سوی آنچه انتظار شما از یک کبوتر است کمک خواهد کرد.
مهمترین مساله در جوجهکشی بوجود آوردن شکل و شمایل ظاهری مورد نظر میباشد. برای مثال کبوتر ایرانی از نظر نژادی یک سری خصوصیات فیزیکی که معرفهی این نژاد است را داراست. این خصوصیات ظاهری و ژنتیکی هستند که متمایز کننده نژادهای مختلف از یکدیگر میشوند. خوشبختانه علم ژنتیک تا حدی پیشرفت کرده که امروزه ما قادر خواهیم بود که کبوتر موردعلاقهی خودمان را به راحتی بوجود بیاوریم. این همان چیزی است که به ژنتیک معروف است. مبحث ژنتیک در مورد جاندارن مختلف متفاوت است. کبوتر با مرغ یا قناری یا فنچ و یا اسب از نظر ژنتیکی متفاوت هستند، و اگر شباهتی وجود داشته باشد بسیار محدود خواهد بود.
کبوتر وحشی یا چاهی (Columba Livia یا Wild – Type):

در مطالعات ژنتیکی کبوتر، همانند بقیه مطالعات ژنتیکی مبنای تمام تحقیقات بر یک استاندارد گذاشته شده است. در بیولوژی استاندارد هر جاندار آن است که برای اولین بار پیدا شده باشد. کبوتر وحشی یا چاهی معرف این استاندارد است و تمامی نژادهای کبوتر با این کبوتر مقایسه خواهند شد. این کبوترهای چاهی که اجداد کبوترهای امروزی هستند در تمام دنیا یافت میشوند. رنگ آنها خاکستری روشن است که دارای دو خط سیاه بر روی بالهایشان و یک خط سیاه بر روی انتهای دمشان هستند. در زبان فارسی اصطلاحاً به آن «سبز» و در زبان انگلیسی «آبی» میگویند. در مباحث علمی نیز از آن به رنگ آبی یاد میشود. با اینکه این پرنده در تمام نقاط دنیا کموبیش یافت میشود با اینحال تفاوتهای کوچکی بین آنها وجود دارد. مثلاً بعضی از آنها دارای دور چشم قرمز به جای دور چشم خاکستری هستند. بعضیها دارای رنگ خاکستری تیرهتر از بقیه هستند. بعضیها دارای پشت کمر روشنتر هستند. بعضیها در جوجگی دارای پا هایی تیره و بعضی دارای پاهایی روشن هستند. همچنین صداها و اندازههای آنها متفاوت میباشد. حالا ما کدام یکی را مبنای بحث ژنتیک مان باید قرار بدهیم؟ جواب ساده است. هر کدام که در دسترس بود. در بیولوژی مدرن به علت اینکه از اروپا آغاز شده است آن کبوتر چاهی را انتخاب کردهاند که دارای چشمانی قرمز، رنگی خاکستری روشن، و جثهای متوسط است. دقیقاً همان چیزی که در ایران و اروپا یافت میشود.
هر نوع تغییر ژنتیکی یا جهش در کبوتر با کبوتر چاهی مقایسه و توضیح داده میشود. برای مثال کبوتر چاهی کاکل ندارد. در یک مقطع زمانی و مکانی یک جهش (تغییر) صورت گرفته است که باعث شده است که بعضی پرهای پشت سر کبوتر به صورت برعکس به سمت بالا بیایند. این جهش ژنتیکی توضیح داده شده و به آن یک علامت ژنتیکی داده شده است که در مورد کاکل (cr) میباشد. وقتی که میگوییم «توضیح» داده شده است این بدان معنا نیست که شخصی آمده و گفته که کاکل یک سری پرهای بر عکس پشت سر هستند. بلکه منظور ما اینست که شخصی یک سری جوجهکشی در جهت شناخت چگونگی به ارث رسیدن کاکل انجام داده است. با جفت کردن این کبوتر کاکلدار با یک کبوتر چاهی دیده شد که تمامی جوجهها بدون کاکل در آمدند که به آنها نسل F۱ گفتند. و وقتی که برادر و خواهرهای نسل F۱ با هم جفت شدند حاصل هم با کاکل و هم بی کاکل بود. در مراحل بعدی آزمایش این جهش با بررسی تعداد کاکلدار و بی کاکل به این نتیجه رسیدند که کاکل یک «ژن مغلوب میباشد که به جنسییت بستگی ندارد» (Autosomal Recessive Gene).
در مثالی دیگر رنگ قرمز که یک جهش دیگر نسبت به استاندارد ما میباشد توضیح داده شده است. این رنگ ژن غالب «نسبت به کبوتر چاهی» است و همچنین با جنسیت در ارتباط است (sex Linked). همانطور که متوجه شدید در تمامی موارد ما مبنای مقایسهی خود را بر کبوتر چاهی میگذاریم. از آنجایی که اکثر ما به کبوتر چاهی دسترسی نداریم، میتوانیم کبوتر سبز مسافتی و یا سبز معمولی را انتخاب کنیم که نزدیکترین به کبوتر چاهی هستند. در اکثر موارد ما به کبوتر چاهی یا سبز به طور عملی احتیاجی نداریم. اما مواردی هست که میخواهیم بدانیم که کبوتر ما دارای چه ژنهایی است که آن را با کبوتر سبز جفت میکنیم. مثلاً در یک مورد میخواهیم بدانیم که آیا کبوتر زاغی که به ما هدیه شده حامل ۲ ژن (homozygous) یا ۱ ژن (heterozygous) است که از آن زاغ (spread) بکشیم. تنها چیزی که ما به آن احتیاج داریم یک سبز است که فرقی نمیکند که این سبز خط دار باشد یا نه، و حتی فرقی نمیکند که قرمز یا قهوهای باشد چون هدف ما فقط بدست آوردن «طرح» زاغسبز است نه رنگ.
همیشه باید این مهم را به خاطر داشته باشید که کبوتر چاهی استاندارد ما در برابر کبوترهایی است که ما به بررسی میپردازیم. علامت ژنتیکی کبوتر چاهی (+) است و به این علت این علامت به آن داده شده که ما نمیدانیم این کبوتر از چه چیزهایی بوجود آمده. ما فقط وقتی که جهش یا تغییر نسبت به کبوتر را چاهی میبینیم قادر به آزمایش خواهیم بود. بعضی وقتها بعضی نقاط (locus) بر روی کورومزم کبوتر نسبت به جهش ژنتیکی بنظر میرسند که بیشتر قابل رویت باشند (یعنی تأثیرات جهش ژنتیکی قابل رویت میباشد). نقطه یا مکانی (locus) که روی کوروموزم جنسیت جایی که ژن جهش سرور قرار دارد یکی از این نقاط است که ما میتوانیم به راحتی نتیجه آن را که رنگ سرور است ببینیم. ممکن است که بر روی دیگر کوروموزمها نقاط دیگری هم وجود داشته باشند که مثلاً تغییر در آنزیمها یا گروه خونی متفاوت یا قدرت جوجهدهی بوجود بیاورند که برای یک کبوترباز به آن صورت مهم نیستند و فقط در آزمایشگاه مورد مطالعه قرار میگیرند.
در یک جمعبندی کلی به این نتیجه رسیدیم که تمامی نژادهای کبوتر و جهشهای ژنتیکی آنها با کبوتر چاهی که استاندارد ماست مقایسه میشوند. اگر یک جهش فقط به یکی از دو پرنده (نر یا ماده) برای نشان دادن خود احتیاج داشته باشد، آن را جهش غالب مینامیم (مثل رنگ قرمز به رنگ سبز یا چاهی) و اگر به هردوی آنها نیاز داشته باشد تا خود را بروز بدهد به آن جهش مغلوب میگوییم ( مثل کاکل).
طبقهبندی کبوتر از نظر رنگآمیزی (رنگدانه):
کبوتر از نظر رنگدانهی پرها (pigments) به ۳ رنگ اصلی تقسیم میشود. قهوهای، سیاه (سبز، یا آبی)، و قرمز. بر خلاف آنچه که ما نامگذاری کردهایم رنگ سبز و یا آبی اصلاً وجود ندارد. سبز در حقیقت همان سیاه است که در اثر انعکاس نور خورشید از دور گردن کبوتر سبز به نظر میرسد. یا در قسمت بالها آبی به نظر میرسد.



نکتهی مهم: در بعضی از کبوترها مشخص کردن رنگ کبوتر که آیا قهوهای یا قرمز است کار سادهای نمیباشد. مخصوصاً کبوترهایی که دارای زمینهی سفید هستند. به همین دلیل ما باید به دنبال نشانههای این رنگها بگردیم. در دو عکس بالا اگر به دمهای این کبوتران دقت کنید، میبینید که قهوهای دارای یک خط سرتاسری بر روی دمش است، در حالی که قرمز دارای دم یکرنگ و خاکستری است. در بعضی موارد فقط از طریق جوجهکشی میتوانیم رنگ کبوتر مورد نظر را پیدا کنیم.
حال ما باید فقط به یاد داشته باشیم که هروقت از سبز صحبت میکنیم منظورمان همان سیاه است. هر کبوتری که ما میبینیم حال چه میخواهد کبوتر نمایشی باشد، چه کبوتر مسافتی و یا کبوتر پرشی، با یکی از این رنگدانهها رنگ شدهاند. این رنگها زمینهی اولیهی بقیهی رنگهایی هستند که از طریق جهش بوجود آمدهاند. هر سهی این رنگها اشکال مختلف شیمیایی رنگدانههای پوستی (melanin) هستند. این مساله حتی در مورد انسانها هم صدق میکند. در انسانها رنگدانههای سیاه میتوانند رنگدانههای آبی تولید کنند، به همین دلیل است که بعضیها رنگ چشم آبی دارند. در کبوتر وقتی که رنگدانه در پر پخش میشود به جای اینکه در پر جمع شده باشد ما قادر به دیدن رنگ سیاه خواهیم بود. به همین دلیل است که خطهای روی بال و روی دم کبوترسبز، سیاه هستند. همانطور که قبلاً گفتیم رنگ سبز استاندارد ما برای مقایسه است. رنگ قهوهای نسبت به رنگ سبز مغلوب میباشد. این بدین معناست که اگر شما یک سبز اصیل نر (homozygous) را با یک پیس مسجدی قهوهای خالص (hemizygous) تن کنید، حاصل کار جوجههای سبز خواهند بود که نرهای این جوجهها حامل ژن قهوهای خواهند بود اما آن را نشان نمیدهند (ژن قهوهای نهفته).
قرمز جهش دوم ما بر روی کوروموزم رنگدانه میباشد. تفاوت قرمز با قهوهای در این است که قرمز رنگ غالب نسبت به سبز است. از آنجایی که قرمز غالب است، ما اینطور انتظار داریم که اگر یک سبز اصیل (homozygous) را با یک مادهی قرمز (hemizygous) جفت کنیم، تمام جوجههای ما قرمز شوند. متأسفانه با اینکه منطقی بنظر میرسد، اما اینطور نیست. اتفاقی که میافتد این است: تمامی جوجههای نر، قرمز خواهند شد که حامل ژن سبز هستند و تمام جوجههای ماده، سبز خواهند شد و این به این دلیل است که در جایی که این جهش بر روی کوروموزم رنگ اتفاق افتاده یک ارتباط جنسیتی (sex link) نیز شکل گرفته است. یعنی رنگ حاصل به جنسیت بستگی دارد که آن را در فصلهای بعدی توضیح خواهیم داد. اکنون برای روشن شدن مطلب و اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی که این سه رنگ را با هم جفت کنیم، چند مثال میزنم. علامت X به معنی تن کردن است.
| ۱ | نر قهوهای | X | مادهی سبز | همهی پسرها سبز و حامل ژن قهوهای | همهی دخترها قهوهای |
| ۲ | نر سبز | X | مادهی قهوهای | همهی پسرها سبز و حامل ژن قهوهای | همهی دخترها سبز |
| ۳ | نر سبز | X | مادهی سبز | همهی پسرها سبز | همهی دخترها سبز |
| ۴ | نر سبز | X | مادهی قرمز | همهی پسرها قرمز و حامل ژن سبز | همهی دخترها سبز |
| ۵ | نر قرمز | X | مادهی سبز | همهی پسرها قرمز و حامل ژن سبز | همهی دخترها قرمز |
| ۶ | نر قهوهای | X | مادهی قرمز | همهی پسرها قرمز و حامل ژن قهوهای | همهی دخترها قهوهای |
| ۷ | نر قرمز | X | مادهی قهوهای | همهی پسرها قرمز و حامل ژن قهوهای | همهی دخترها قرمز |
مسلماً مثالهای بالا همهی راههای ممکن جفت کردن رنگهای متفاوت نیستند. اما حالا شما تصویری از آنچه از جفت کردن دو رنگ مختلف میتواند حاصل شود را در ذهن خود دارید.
قرمز، (ash-red) با علامت علمی (Ba):
رنگهای مختلف قرمز از رنگهای گمراه کننده هستند. با اینکه اکثر آنها با هم شباهت دارند، اما از نظر ژنتیکی متفاوت هستند. کبوتربازان به آنها اسامی مختلفی دادهاند که در بعضی مواقع هیچ ارتباطی با قرمز ندارند. اما ما نمیتوانیم آنها را مقصر بدانیم، زیرا که کبوتربازی خیلی قدیمیتر از علم ژنتیک است. در اینجا برای سهولت مطلب سعی میکنیم از اسامی و اصطلاحات ژنتیکی استفاده کنیم.
اولاً، ما میدانیم که آنچه را که ما قرمز مینامیم شامل رنگهای زرد، سرخ، سرخ آجری، و نوعی پیس است. کبوترهای اهلی قادر به تولیدمثل رنگهای غلیظ و تند مثل آبی، سبز، سرخ خونی یا زرد لیمویی نیستند، با اینکه این رنگها در بعضی از خویشاوندان کبوتر مانند نوعی قمری وحشی با نام قمری قلب خونین (bleeding heart dove) و یا قمری میوهای (fruit Dove) یافت میشوند اما هنوز ما قادر به آوردن این ژنها به کبوتر اهلی نشدهایم. حتی اگر ما این قمریها را با کبوتر تن کنیم نتیجه جوجههایی عقیم و نازا خواهند بود. از طرفی علم نیز هنوز نتوانسته که این ژنها را در آزمایشگاه وارد کوروموزمهای کبوتر اهلی بکند. به این ترتیب ما به آنچه رنگ در کبوترهایمان داریم بسنده میکنیم و از جهشهای ژنتیکی بوجود آماده حداکثر استفاده را میبریم.



پس رنگ قرمز در کبوتر چیست؟ اجازه بدهید با کبوترهای ایرانی شروع کنیم. برای مثال یک پیس دو خط را در نظر بگیرید. چه میبینید؟ اول از همه طرح یا نقش آن شبیه به کبوتر سبز است یعنی دو خط بر روی بالها دارد. رنگ خطهای روی بالها قرمز آجریست که با رنگ خط روی دم فرق میکند (اگر دم و بالها دارای یک رنگ باشند آنوقت پیس شما قهوهای است نه قرمز). رنگ خط روی دم خاکستری کمرنگ است که این رنگ را بر نوک شاهپرهها نیز میتوانیم ببینیم. در حالی که رنگ خطوط روی بالها قرمز آجریست. این دوگانگی رنگهای بالها و دم باعث شد که آقای Hollander. F. W به آن نام قرمز خاکستری (ash-red) بدهد، که علامت ژنتیکی آن BA است.






قهوهای:
قهوهای رنگدانهی سوم ماست. لطفاً توجه داشته باشید که گفتیم «رنگدانه» نه «رنگ». قرمز و سیاه دو رنگدانه دیگر ما هستند. همانطور که مستحضر هستید ما در قسمت رنگدانه سیاه/سبز گفتیم که رنگ سبز به دلیل جمع شدن رنگدانههای سیاه داخل پر بوجود میآید و اگر پخش شده باشد زاغ بوجود میآید. این قانون در مورد قهوهای هم صدق میکند. وقتی که رنگدانههای قهوهای در داخل پر جمع شده باشند ما رنگی نقرهای، مانند آنچه بر روی بالهای پیس سرکهای وجود دارد خواهیم داشت و اگر پخش شده باشند رنگ قهوهای پررنگ مانند آنچه بر روی خطهای بالها یا دور گردن و یا انتهای دم وجود دارد خواهیم داشت. عکس زیر:

رنگ قهوهای رنگی غلیظ است که بصورت خاکی کمرنگ هم دیده میشود. قهوهای و قرمز فرمهای مختلف یکدیگر هستند و هر دو به جنسیت بستگی دارند (sex link). این به این معنی است که هر دوی آنها علاوه بر اینکه بر روی کوروموزم رنگ مینشینند بر روی کوروموزوم جنسیت هم مینشینند. از آنجایی که قهوهای قبل از قرمز کشف شده است به آن علامت (b) داده شد و به قرمز علامت (ba) داده شد. به این دلیل که قهوهای مغلوب است و به جنسیت بستگی دارد، هم سبز/سیاه و هم قرمز در صورتی که نر باشند میتوانند حامل ژن قهوهای باشند اما مادههای آنها نمیتوانند حامل این ژن باشند.
قهوهای رنگی معمول در بین کبوترها هماند قرمز نیست. این رنگ برای سالها با رنگ سبز کمرنگ اشتباه گرفته میشد. شباهت بسیار این رنگ با سبز گمراه کننده است. اما قهوهای حداقل ۲ علامت معمول دارد:
۱- رنگ چشم کبوتر قهوهای بر اساس ژنتیکش سفید یا مرواریدی نشان داده میشود؛ این بدین معناست که حتی اگر دارای رنگ چشم دیگری باشد باز هم به صورت ناواقعی، سفید دیده میشود (false Pearl Eye).
۲- پرهای قهوهای غلیظ بیشتر رنگ خود را در برابر آفتاب از دست میدهند. در عکس زیر اگر به نوک تیزههای اصلی نگاه کنید تفاوت قسمت آفتاب دیده و آفتاب ندیده را به خوبی مشاهده خواهید کرد.

در زیر نمونههای بیشتری از رنگ قهوهای را مشاهده میکنید.



پایان بخش اول. این مقاله ادامه دارد.



دیدگاه تازهای بگذارید!