به قلم: مجید ز.
دوستان عزیز!
در بارهی طرز و نحوهی تلفیقکردن و فواید و مضرات آن، چیزی که به نظر من نقش محوری در این کار دارد، شناخت دقیق از نژادهایی است که قرار است تلفیق بشوند. یعنی کسی اگر میخواهد تیپلر انگلیسی را برای مثال با کبوتر تهرانی تن کند، باید اول مشخصات ظاهری و خصوصیات اخلاقی و پرشی این حیوان را بهخوبی بشناسد. من خیلی خوب میدانم که این کار جواب نمیدهد و چیزی از آب در میآید مثل شتر-گاو-پلنگ که نه ساعت پرواز تیپلر را میآورد، نه ظاهر و بلندپروازی و سو و شعور کبوتر ایرانی را دارد. دوستان هم لابد به همین نتیجه در آینده خواهند رسید.
چیزی که در ایران به آن کمتوجهی میشود (ما هم وقتی در ایران بودیم توجه نمیکردیم) تغذیهی صحیح کبوتر است. در ژاپن با بهبود تغذیه، ظرف نیم قرن قد متوسط مردم را یازده سانتیمتر بلندتر کردند. یعنی در این حد موضوع شناخت از تغذیه اهمیت دارد.
آنطور که از قرائن پیداست، تغذیه در ایران، همچنان همان حالت سنتی خودش را دارد، هر چند بعضی با درک بهروز از موضوع، در صدد بهبود آن برآمدهاند. در گروها شرط این است که کبوتر در گرماگرم تیرماه، با خوردن فقط ارزن ساعت بیاورد! توجهی نمیشود که برای ساعت بالا، مکانیزم و متابولیسم بدن کبوتر به چه سوختی احتیاج دارد. توجه نمیشود که نوع تغذیه برای هر موجود زندهای تعیینکننده است. بعضیها حتا آبتنی کبوتر را قبل از مسابقه قدغن میکنند، انگار قرار است به حیوان شکنجه بدهند! انگشت پایش را میبرند یا دماغش را برمیدارند که بهاصطلاح نشان بگذارند، تو گویی این پرنده اسیر دست عدهای حیوانآزار است. دنیای کبوتربازی امروز، با مطالعات وسیع و کار شبانهروزی که روی آن میشود، دنیای اینجور حرکات زننده نیست.
گرفتاری اینجاست که بعضی از میدانداران و معرکهگردانان در وبلاگهای کبوتر، خود مبلغین جدی اینجور حرکات هستند و حتا قطعکردن انگشت کبوتر را آموزش میدهند… که جای تاسف دارد!





