خانه‌تور و تمرینات

به قلم: حمید ضیا.

حتماً شما هم همیشه در خرداد و تیر ماه شاهد بحث‌های زیادی پیرامون خانه‌تور بوده‌اید. خانه‌‌تور و تمرینات زیر آن همواره از مباحث و مسائل مورد گفتگو بوده و نظرات زیادی بیان شده که اکثراً هم شبیه هم هستند. نظراتی از قبیل پیاده‌روی زیر تور، پِر دادن زیر تور و زیر آفتاب شدید طاقت کبوتر را بالا بردن. ما برای رسیدن به نتیجه‌ی بهتر در ابتدا به تاریخچه‌ی موضوع می‌پردازیم تا بهتر بتوانیم این موضوع را بررسی کنیم.

خانه‌تور چیست؟

خانه‌تور فضایی بسته و مسلماً از جنس تور است که باعث جدایی کبوتران از محیط آزاد می‌گردد. کبوترها به راحتی در آن می‌گردند یا بسته به سایز آن در آن پرواز می‌کنند.

تاریخچه‌ی خانه‌تور

قدمت خانه‌تور به زمانی باز می‌گردد که کبوتر برای مسابقه استفاده شد و ارزش مادی پیدا کرد. اولین کسانی که خانه تور را ابداع کردند اروپائیان بودند. آن‌ها برای محافظت کبوتران‌شان، چه مسافتی چه بلندپرواز یا نمایشی و یا تزئینی، از دست حیوانات شکاری و هم‌چنین گم‌ نشدن‌شان در فصول سرد، خانه‌تور به اندازه‌های مختلف بنابر نیاز و تعداد کبوترها ساختند.‌ کسی به درستی نمی‌داند که چه کسانی اولین خانه‌تور‌ها را ساختند و از کجا به بقیه کشورها سرایت کرد؛ اما ما می‌دانیم که مبدأ آن اروپا است.

تصویری از خانه‌تور آقای «هری شانون» رکوردار پرواز کبوتر تیپلر در دنیا.

تاریخچه خانه‌تور در ایران

قدمت خانه‌تور در ایران شاید کمتر از ۲۵ سال باشد. به احتمال زیاد در اثر معاشرت با کبوترداران پاکستانی خانه‌تور در ایران نیز رایج گردید. البته چون موضوع این متن در مورد تاریخچه‌ی خانه‌تور نیست پس وارد این مقوله نمی‌شویم.

چرا خانه‌تور؟

همان‌طور که در بالا گفتیم دلایل استفاده از خانه‌تور بسیار ساده هستند.
۱- مراقبت از کبوترها در برابر حیوانات شکاری، چه زمینی، چه‌هوایی.
۲- اجازه دادن برای گشتن و هواخوری مخصوصاً در دوران جوجه کشی.
۳- حمام آفتاب دادن و آبتنی در زیر آفتاب.
۴- از دست ندادن کبوترهای ناجلد و یا با ارزش‌تر.
۵- اضافه کردن فضای بیشتر به گنجه‌ها با باز کردن درِ هر گنجه.
۶- آشنا کردن جوجه‌ها با محیط بیرون بدون آزاد کردن آن‌ها. یعنی جلد کردن راحت‌تر.

در کنار این موارد بعضی از کبوترپران‌های جدی‌تر تمریناتی را با نام تمرینات زیر خانه‌تور نیز ابداع کرده‌اند که به آن‌ها می‌پردازیم. تمرینات زیر تور به دو دسته تقسیم می‌شوند:
یک: پیاده‌روی کبکی‌ها‌.
دو: پِر دادن یا پراندن زیر تور.
گفته‌ می‌شود که هر دوی این تمرینات در جهت آماده‌سازی برای پرش بهتر و نتیجه عالی‌تر انجام می‌شوند. اما آیا این تمرینات مؤثرند و یا ‌فقط اتلاف وقت هستند؟
برای بهتر پاسخ دادن به این سؤال بهتر است به چند مقایسه‌ بپردازیم.

نمایی از لانه و خانه‌تور کبوترهای آقای «کارل کچول» یکی از رکوردداران کبوتر تیپلر.

مقایسه‌ی اول:
کبوترداری قبل از خانه‌تور و بعد از خانه تور در ایران: مسلماً قبل از وجود خانه‌تور کبوترداران و گروبندان نمی‌توانستند به چنین تمریناتی مبادرت بورزند. در بهترین حالت کبوترهای کبکی را تا قبل از «نیمه تخت» شدن شاید کمی راه می‌بردند. این هم ممکن است مختص بام‌های بزرگ بوده باشد. وگرنه بر روی بام کوچکی مثل بام ایرج خان بختیاری چنین کاری غیر ممکن بود. پِر دادن که عملاً ملغیٰ است. پس در ایرانِ قبل از خانه‌تور بدون این تمرینات مبادرت به گرو می‌کردند و نتایج هم کماکان همانند الان بوده. البته در پاسخ به دوستانی که شاید افزایش نیم ساعت، یک ساعت را نسبت به آن زمان مدنظر دارند می‌توان گفت که این افزایش به دلایل دیگر می‌تواند باشد؛ دلایلی مثل اصلاح‌نژاد، تغذیه‌ی بهتر و یا متاسفانه ترکیب با کبوتران خارجی و استفاده از مواد انرژی‌زا و دوپینگ.

ادامه‌ی خواندن… “خانه‌تور و تمرینات”

بدرود جناب آقای احمدی، ما همیشه به یاد شما خواهیم بود.

به قلم: محسن صادقی.

کار دشواری است اینکه کسی بخواهد در سوگ رفتن عزیزی حرفی بزند و یا چیزی بنویسد. خبر کوتاه بود، دردناک و باورنکردنی: آقای حمید احمدی از دنیا رفت.

من حتی تا چند دقیقه بعد از شنیدن این خبر هم گمانم بر این بود که با شوخی زشتی روبه‌رو هستم. هر لحظه در انتظار این بودم که کسی بیاید و بگوید اشتباه شده و حال آقای احمدی خوب است و مثل همیشه لبخند دلنشینی بر لب‌هایشان نقش بسته، همان لبخندی که چهره‌ی ایشان را همیشه با آن به یاد داریم. حتی آنقدر برای شخص من باورنکردنی بود که بعد از گذشت چند دقیقه برای ایشان پیامی فرستادم، پیامی که هنوز هم چشم‌انتظار پاسخ آن هستم ولی اینطور که پیداست این چرخ گردان سر ناسازگاری دارد و باید تا همیشه در انتظار پاسخ آن پیام بمانم.

عکسی از زنده یاد آقای حمید احمدی گرامی.

اکنون برحسب وظیفه برای کسانی که با آقای احمدی آشنایی نداشتند و برای اینکه نام ایشان در کبوترداری حرفه‌ای ایران به یادگار باقی بماند تا همیشه، شرح کوتاهی از کبوترداری ایشان را مرور می‌کنیم:

کبوترداری جناب آقای احمدی در کشور آمریکا را به طور کلی می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: دوره‌ی نخست که آقای احمدی کبوترداری را با کبوتر تیپلر آغاز کردند و هیچ کبوتر ایرانی‌یی نداشتند. اوج کار ایشان در سال‌های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ بوده که بهترین رکوردها را از خود با جای گذاشتند. شاید کم‌تر کسی از این آگاهی داشته باشد که آقای احمدی در مسابقه‌ی بهاری سال ۱۹۹۴ در ماه مِی با پانزده ساعت پنجاه‌‎وهشت دقیقه (میانگین پرواز چهار کبوتر) در آن سال رکوردار پرواز کبوتر در انجمن رسمی کبوترداران تیپلر در آمریکا (FTS of USA) بوده‌اند.

تصویری برگرفته از وبسایت رسمی FTS که نشان‌دهنده‌ی این است که آقای احمدی در جدول بهترین رکورداران تمام دوران‌ها (از سال آغازین مسابقه تا همین امروز) در انجمن کبوتردارن FTS در رتبه‌ی سیزدهم قرار دارند.

ادامه‌ی خواندن… “بدرود جناب آقای احمدی، ما همیشه به یاد شما خواهیم بود.”

جستار کوتاهی در باب فرهنگ کبوترداری در ایران

به قلم: محسن صادقی.

کبوتر و کبوترداری از دیرباز جایگاه والایی در جامعه و فرهنگ ما داشته است؛ به طوری که اگر کمی با کنجکاوی و موشکافانه به عقبه‌ی آن در یکصد سال اخیر بنگریم نتایج جالبی به دست خواهیم آورد؛ که البته شرح آن خود نیازمند فرصتی مناسب و مطلبی جدای از این جستار کوتاه است. ولی شوربختانه اگر با نگاهی به دور از تعصب به آن بنگریم، در سال‌های اخیر همچون دیگر مسائل فرهنگی، در مورد کبوترداری هم جز پسرفت، اندوخته‌ای در دست نداریم.
پرسش و پاسخ زیر بریده‌ای است از مصاحبه‌ی آقای هری شانون (Harry Shannon) که با ۲۲ ساعت و ۵ دقیقه در سال ۱۹۹۵، رکورددار پرواز کبوتر تیپلر در دنیا هستند. بیایید اولین پرسشی که از آقای شانون شده و پاسخی که ایشان دادند را ببینیم:

– How long have you had pigeons and in particular Tipplers? Why Tipplers?

Harry Shannon: I started in my early teens. First competition was August 1950 with young birds in North Ireland. Tipplers flew 3 hours, 30 minutes.

در پرسش نخست و آغازینِ مصاحبه از ایشان پرسیده شده که چندوقت است که کبوتر دارید، به ویژه تیپلر و چرا تیپلر را انتخاب کردید؟
آقای شانون در پاسخ گفتند که از سال‌های آغازین نوجوانی پرورش کبوتر را آغاز کردند؛ و نکته‌ی جالب اینجاست که نخستین بار در سال ۱۹۵۰ در مسابقات تیپلر شرکت کردند و در آن مسابقه رکوردشان ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه بوده است! سال ۱۹۵۰ یعنی دقیقاً چهل‌وپنج سال قبل از اینکه ایشان رکورد جهانی را ثبت کنند. ببینید نتیجه‌ی چهل‌وپنج سال کوشش و تلاش و رنج چه بوده و چه شده است.

کبوتران آقای هری شانون که در تاریخ ۱۹۹۵/۰۵/۲۱ رکورد جهانی مسابقات کبوتران تیپلر را با ۲۲ ساعت و ۵ دقیقه به ثبت رساندند.

ادامه‌ی خواندن… “جستار کوتاهی در باب فرهنگ کبوترداری در ایران”

کبوتر مایه‌رو و کبوتر بالا‌ و‌ پایین کن (کبوتر نوین بلندپرواز ایرانی)

به قلم: حمید ضیا.

در مقالات گذشته در مورد استاندارد کبوتر پرشی و آنچه ایده‌آل است بسیار گفته‌ایم. آن‌ها را چه روی زمین که سی درصدِ شناخت کبوتر است و چه در آسمان بررسی کرده‌ایم، پس به تکرار مکررات نمی‌پردازیم. 

کبوترهای بلند پرواز ایرانی از نظر مایه‌گیر شدن به دو دسته اصلی تقسیم می‌گردند. دسته اول آن‌هایی که اصطلاحاً بالا و پایین می‌کنند و دسته دوم آن‌هایی که به دل مایه می‌چسبند. سوال این است که کدام نوع بهتر هستند و چرا؟

برای بهتر بررسی کردن، باید اول به شرایط آب و هوایی نظری انداخت. ایران به عنوان کشوری که رو به خشکی مفرط از بی‌آبی و گرمای مزاید می‌رود، در اکثر نقاط پرش برای کبوتران بسیار سخت و نفس‌گیر می‌شود. این با در نظر نگرفتن آلودگی هوا و به شرط هوای تمیز است که اگر آلودگی را به آن اضافه کنیم دیگر شرایط از وضعیت بد به وخیم تمایل پیدا می‌کند. وجود این نوع آب و هوا مسلماً کبوتر مقاوم می‌طلبد. کبوتری که بتواند از پس این شرایط بر بیاید. 

در قدیم اکثر شهرهای ایران آب و هوایی معتدل و چهار فصل داشته و به قول قدیمی‌ها ییلاق و قشلاق‌های دلچسبی در این سرزمین خوش آب و هوا وجود داشته. این مهم بر سبک‌و‌سیاق کبوترپرانی نیز تاثیر به سزایی گذاشته که مهم‌ترین آن‌ها سبک پرش بالا و پایین کردن و نمایش دادن کبوترها بود. در یک آب و هوای معتدل کبوترها به راحتی به دل مایه رفته ساعتی پریده و پایین می‌آیند و دوباره اوج می‌گیرند. این کار در طول روز چندین بار تکرار می‌گردد که به آن «نمایش» می‌گویند. کبوتر در یک آب و هوای معتدل به راحتی چندین بار بالا و پایین می‌کند بی‌آنکه فشاری را متحمل گردد.  البته از نظر آناتومی کبوتر این بالا و پایین کردن‌ها را جهت دریافت اکسیژنِ بیشتر انجام می‌دهد. همان‌‍طور که می‌دانیم هر چقدر از سطح زمین بالاتر می‌رویم اکسیژن رقیق‌تر شده و عمل تنفس سخت‌تر می‌گردد. کبوتر برای دریافت اکسیژنِ بیشتر ارتفاعش را کم می‌کند و پس از اکسیژن‌گیری دوباره اوج می‌گیرد. 

خب، این برای قدیم بود که دمای هوا نهایتا ۳۵ درجه می‌شد و اکثر روزهای تابستان مخصوصاً تیر ماه مطبوع و دلنشین بود. اما با عوض شدن شرایط زیست محیطی، ما نیز باید سبک پرش کبوتران‌مان را عوض کنیم. در آب و هوای امروزی ایران، کبوتری که از اوج به تنگ بام بیاید به سختی می‌تواند دوباره خود را به اوج برساند. دلیل آن هم کاملاً مشخص است. وقتی کبوتر تا ۱۰۰ متری بام پایین بیاید که معمولاً نزدیک به ظهر است دمای حاصله از انعکاس خورشید ممکن است به بالای ۴۰ درجه برسد، همین امر بالا رفتن را برای کبوتری که ۴ تا ۶ ساعت پریده و نیمه خسته است بسیار دشوار می‌کند. در نظر بگیرید سر ظهر کبوتری که تا تنگ بام آمده باید حداقل دوباره ۷۰۰ متر اوج بگیرد تا به هوای خنک‌تر برسد. همین پرش ده بیست دقیقه‌ای می‌تواند دمار از کبوتر در بیاورد. برای اثبات این حرف به لیست مسابقات نگاه کنید. خواهید دید که هر بار که کبوترها به تنگ بام آمده‌اند خیل عظیمی از آن‌ها نشسته‌اند. چون همین بالا رفتن در گرمای شدید انرژی هنگفتی از آن‌ها می‌گیرد. 

ادامه‌ی خواندن… “کبوتر مایه‌رو و کبوتر بالا‌ و‌ پایین کن (کبوتر نوین بلندپرواز ایرانی)”

مشخصات ظاهری کبوتر بلندپرواز ایرانی

به قلم: حمید ضیا.

ﻗﺒﻞ اﺯ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﻻﺯﻡ می‌بینم ﺑﻪ ﺳﻪ ﻧﻜﺘﻪ‌ی ﻣﻬﻢ اشاره‌کنم. ﻧﻜﺘﻪ اﻭﻝ اینکه ﻣﺎ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﺑﻪ ﻋﻤﻮﻣﻴﺎﺕ می‌پردازیم ﻧﻪ استثنائات. ازاین‌رو ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺩﺭ بعضی ﻛﺒﻮﺗﺮﻫﺎ استثنائاتی ﭘﻴﺪا شوند ﻛﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﻫﻤﺨﻮانی ﻧﺪاﺷﺘﻪ و ﻳﺎ ﻣﻐﺎﻳﺮﺕ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎشند. اﻳﻦ دقیقاً اشتباهی است که بعضی اﺯ ﻛﺒﻮﺗﺮﺩاﺭاﻥ ﻣﻮﻗﻊ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﺮﺗﻜﺐ می‌شوند و ﺁﻥ استثنائات ﺭا ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﻗﺮاﺭ می‌دهند. ﻓﻘﻄ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻛﻪ ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺧﻮبی داشته‌اند ﻛﻪ ﻳﻚ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﺧﺎﺹ ﺩاﺷﺘﻪ، اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭا ﺑﻪ ﻫﻤﻪ‌ی ﻛﺒﻮﺗﺮﻫﺎ ﺗﻌﻤﻴﻢ می‌دهند و ﺑﺮ اﺳﺎﺱ ﺁﻥ ﻛﺒﻮﺗﺮ اﻧﺘﺨﺎﺏ می‌کنند.

همان‌طور ﻛﻪ عنوان اﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﻧﺸﺎﻥ می‌دهد ﻧﻜﺘﻪ ﺑﻌﺪی ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻇﺎﻫﺮی ﻛﺒﻮﺗﺮ بلندپرواز مدنظر اﺳﺖ ﻧﻪ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﺑﺎطنی. پرشی ﺑﻮﺩﻥ ﻳﻚ ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻋﺎﻣﻞ بستگی ﺩاﺭﺩ: ﻇﺎﻫﺮ و ﺫاﺕ. ﻣﺎ نمی‌توانیم ﺫاﺕ ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺭا ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ و ﺗﻨﻬﺎ ﺭاﻩ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﺫاﺕ، ﻣﺤﻚ ﺯﺩﻥ ﻛﺒﻮﺗﺮ اﺳﺖ. اﻣﺎ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻇﺎﻫﺮی ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ۲۵ ﻳﺎ ۳۰ ﺩﺭﺻﺪ ﻫﺪﻑ ما را ﺩﻧﺒﺎﻝ می‌کنند ﺭا می‌توان ﺩﻳﺪ و ﺑﺮﺭسی ﻛﺮﺩ. بعضی اﻓﺮاﺩ ﻣﺪعی ﺩﺭﺻﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮی اﺯ اﻳﻦ «ظاهرخوانی» ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻣﺎ ﻧﻪ آن را ﻛﺘﻤﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ و ﻧﻪ تائید می‌کنیم. ﻣﺜﺎﻝ همیشگی ﻣﺎ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺨﺺ ورزشکاری است ﻛﻪ ﺑﺪنی کاملاً آماده و ﻋﻀﻼنی ﺩاﺭﺩ اﻣﺎ ﻣﺎ نمی‌توانیم ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ﻛﻪ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻗﺪﺭﺕ و ﺗﺤﻤﻞ سختی ﺩﻭﻳﺪﻥ ﻳﻚ ﺩﻭی ﻣﺎﺭاﺗﻦ و ﻳﺎ ﺣﻤﻞ ﻳﻚ ﻭﺯﻧﻪ‌ی ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺭا ﺩاﺭﺩ. اﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ اﻣﺮ بازمی‌گردد ﺑﻪ ﺫاﺕ و ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻔﺲ اﻭ. ﻧﻜﺘﻪ‌ی ﺁﺧﺮ این است ﻛﻪ ﻛﺒﻮﺗﺮﻫﺎی مورد بحث ﻣﺎ ﻛﺒﻮﺗﺮﻫﺎی ﭘﺮﻳﺪﻩ و ﺟﻮاﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻧﻪ ﺟﺎﺧﻮاﺏ و ﭘﻴﺮ.

ﺣﺎﻝ به‌صورت ﻋﻤﻮمی ﻳﻚ ﻛﺒﻮﺗﺮ بلندپرواز اﻳﺮانی ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻪ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ظاهری‌ای ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟

  • ﻗﺒﻞ اﺯ هر چیز ﺳﻼﻣﺖ اﻭ مدنظر اﺳﺖ. ﻳﻚ ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺳﺎﻟﻢ ﭘﻒ نمی‌کند، ﻧﻮﻙ و پاهایش ﭘﺮﺧﻮﻥ و ﺩاﺭای ﭘﺮﻫﺎیی ﺗﻤﻴﺰ و شفاف اﺳﺖ.
  • ﻫﻤﻮاﺭﻩ ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺭا ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ ﺻﺎﻑ ﺑﺮﺭسی ﻛﻨﻴﺪ ﻧﻪ ﺭﻭی نی و ﻳﺎ ﺟﻌﺒﻪ. ﭼﺮاﻛﻪ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻭﺿﻌﻴﺖ طبیعی‌اش ﺭا ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ می‌گذارد. درحالی‌که ﺭﻭی نی ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻻﻳﻞ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻮدﻥ نی، ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺧﻮﺏ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ.
  • مسلماً ﻳﻚ ﻛﺒﻮﺗﺮ ﭘﺮﻳﺪﻩ ﺑﺪنی ﻋﻀﻼنی ﺩاﺭﺩ. اﻳﻦ ﺑﺪﻥ ﻋﻀﻼنی ﺑﺎﻋﺚ می‌گردد ﻛﻪ ﻓﺮم و اﺳﺘﻴﻞ ﺧﺎصی ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻴﺮﺩ. اﻭﻟﻴﻦ ﭼﻴﺰی ﻛﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ می‌آید ﺳﻴﻨﻪ‌ی روبه‌جلو است. ﻋﻀﻼﺕ ﺳﻴﻨﻪ به‌عنوان کمک‌کننده ﺩﺭ ﭘﺮﻭاﺯ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻮﺏ و ﻗﻮی ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺳﻴﻨﻪ‌ی ﻗﻮی روبه‌جلو و ﺑﺎﻻﺳﺖ ﻛﻪ درنتیجه‌ی اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﺑﺪﻥ خالتی اریب ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺯﻣﻴﻦ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺩﻡ ﭘﻴﺪا می‌کند. یعنی اﻧﺘﻬﺎی ﺩﻡ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ پیداکرده و ﻳﺎ ﻧﺰﺩﻳﻚ زمین قرار می‌گیرد. ﻓﺮاﺥ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﻴﻨﻪ تأثیری ﺩﺭ ﻗﺪﺭﺕ ﭘﺮﻭاﺯ ﻧﺪاﺭﺩ. ﺳﻴﻨﻪ‌ی ﻓﺮاﺥ ﻓﻘﻄ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻧﻮﻉ ﭘﺮﺵ ﺭا آرام‌تر ﻳﺎ اصطلاحاً نرم‌پر کند. سینه‌های جمع‌وجور عموماً ﺗﻴﺰ ﭘﺮﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺷﺎﻳﺪ اﻳﻦ به خاطر ﺳﻂﺢ ﺗﻤﺎﺱ ﻛﻤﺘﺮ آﻥ ﺑﺎ ﻫﻮا ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﭘﺮﻭاﺯ ﺑﺎﺷﺪ. به‌هرﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﻫﺮ دو صورت ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺑﺎﻳﺪ سینه‌اش ﺭا ﺟﻠﻮ ﺑﺪﻫﺪ و ﺑﺎﻻ ﺑﻜﺸﺪ.
  • ﺳﺮ و ﮔﺮﺩﻥ ﺑﺎﻳﺪ کمی ﻣﺘﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺳﺮ و ﮔﺮﺩﻥ ﺁﻭﻳﺰاﻥ و روبه‌جلو ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﻋﻀﻼﺕ ﺿﻌﻴﻒ گردن اﺳﺖ. ﻛﺒﻮﺗﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺩاﺭای ﻋﻀﻼتی ﻗﻮی ﺩﺭ اﻳﻦ ﻧﺎﺣﻴﻪ اﺳﺖ.

ادامه‌ی خواندن… “مشخصات ظاهری کبوتر بلندپرواز ایرانی”